شير على خان لودى
138
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
در نغمات اهل هند در ايجاد و ابتداى آن اختلافات بيشمار است ، تا به حدّى كه در قدم و حدوث آن نيز اختلاف كردهاند . جمعى اصل آن را بر « ناهد » متفرّع ساخته ، ازلى و ابدى گويند ، و اين روايت نزديك است به اشارهء سلطان المشايخ كه فرمود : كلام حق را در روز ميثاق به آهنگ پوربى شنيدم ، و از اين است كه بسيارى از نغمهپردازان هند در مبالغه و بطلان به سرحدّ غلوّ و افراط شتافته ، سراير گويند . شرح در اين اوراق نمودن از حفظ مراتب دور است ، امّا صاحب بصيرت از مضمون اين بيت اندكى به حقيقت آن پى مىتواند برد ، نظم : به روحانى پَرَند از نغمهء دوست * ببين دف را كه چون برمىدرد پوست و فرقهاى ديگر بر حدوث آن قائل بوده ، از قسم آنكه به توسّط ممكنات صورتپذير است ، مىشمارند ؛ و در اين طايفه نيز اختلاف است ، گروهى به كشن خواهرزادهء راجه كنس كه فرمانرواى متهرا بود ، نسبت كنند ، و اين قول ضرورىّ البطلان است ، چه كشن را آنچه مشهور است ، بيش از چند راك معدود كه در عنفوان شباب كه [ كذا ] زنان شيرفروشان را بدان مىفريفت به خاطر نبود ، و آن راكها در اهل هند شهرتى تمام دارد . امّا آنچه بيشترى از نايكان دكن بر آن اتّفاق دارند ، آن است كه مهاديو سرحلقهء ديوان آفاق بوده و جميع ديوان اطاعت ، بلكه طاعت وى لازم مىشمردند ، از آن جمله شش ديو و سى عدد پرى كه با هر ديو پنج تن از آنها مقرّر بود ، مخصوص و مقرّب بودهاند و هريكى در وقتى خاص از اوقات شبانروزى به